چگونه دوران های خوب و بد زندگی و كار را برای خود مفید و دلپذیر كنیم؟
چگونه دوران های خوب و بد زندگی و كار را برای خود مفید و دلپذیر كنیم؟
(فلسفه قله ها و دره ها)
رویكرد قله ها و دره ها چگونگی رویارویی با دوران های خوب و بد زندگی را بیان می كند. هرچقدر شما رویكرد قله ها و دره ها را بیشتر در زندگی و كار خود مورد استفاده قرار دهید، از آرامش و موفقیت بیشتری برخوردار خواهید شد. زیرا به كارگیری این رویكرد موجب می شود تا نگاه شما به فراز و نشیب های زندگی تغییر كند و در نتیجه منطقی تر با آنها روبرو شوید.
این رویكرد سه چیز را برای شما روشن می سازد:
1- چگونه هرچه زودتر از یك دره خارج شوید.
2- چگونه مدت بیشتری بر فراز قله بمانید.
3- چگونه در آینده قله های بیشتر و دره های كمتری داشته باشید.
اگر این رویكرد را مفید یافتید در وهله اول آن را همواره در زندگی و كار خود مورد استفاده قرار دهید، در وهله دوم، به دیگران هم توصیه كنید این رویكرد را به كار گیرند. توجه به نكته اخیر مزیت های زیر را دربر خواهد داشت:
اولاً- به دیگران كمك می كنید تا با خوب و بد زندگی و كار، معقولانه روبرو شوند.
ثانیاً- به خودتان كمك می كنید تا افراد منطقی و شاداب تری در اطرا فتان داشته باشید. چون زمانی كه مردم اطراف شما بدانند كه چگونه دوران های خوب و بد خود را درست مدیریت كنند و آنها را به دوران مفیدی تبدیل سازند، نگرانی هایشان كمتر خواهد شد و رفتار بهتری از خود بروز خواهند داد. در نتیجه زندگی كردن و كار كردن با آنها برای شما لذت بخش می شود.
شروع سخن
این امری طبیعی است كه هركسی در هر كجا كه هست قله ها و دره هایی در زندگی و كارش داشته باشد.
منظور از قله ها و دره ها، بالا و پایین هایی است كه هركس در زندگی و كار خود احساس می كند. این دوران های خوب و بد ممكن است كه دقایق، ماهها و یا بیشتر از آن ادامه یابند. قله ها و دره های زندگی شما به همان اندازه طبیعی هستند كه قله ها و دره هایی كه در سطح زمین می بینید. هر دو نوع فراز و نشیب ها، ضمن پراكنده بودن، وصل شده به راههای مشابهی هستند. یعنی ممكن است در جایی احساس در فراز بودن داشته باشید ودر جایی دیگر احساس پایین بودن كنید. این طبیعی است و برای هركسی در جهان و در هر فرهنگی روی می دهد، چون این بخشی از وجود انسان است.
با این توضیح، تاكید براین نكته ضروری است كه قله ها و دره ها به یكدیگر پیوسته هستند. لذا اشتباه امروز شما در دوران خوب، دوران بد فردای شما را می سازد و رفتار خردمندانه شما در دوران بد امروز دوران خوب فردای شما را می سازد.
كسانی كه در دوران های بد از رویكرد قله ها و دره ها بهره می گیرندو به مسائل اساسی روی آورند موجب بهتر شدن اوضاع می شوند و بر موضوع هایی كه در درجه اول اهمیت قرار دارند تمركز می كنند و این باعث خواهد شد تا بتوانند بعد از آن دوران های خوب بیشتری را تجربه كنند.
و برعكس، افرادی كه دوران های خوب را با موفقیت اداره نمی كنند و نمی دانند كه با این كار دوران ها بد آینده شان را می آفرینند، منابع بسیاری را تلف می كنند، از مسائل اساسی دور می شوند و از پرداختن به مهمترین موضوع ها چشم پوشی می كنند و این چنین است كه دوباره دوران های بد را تجربه می كنند.
در واقع ما بسیار بیش از آنكه فكر كنیم، دوران های خوب و بد خود را می آفرینیم. این موضوع بدان معنی است كه شما نمی توانید برای همیشه رویدادهای خارجی را كنترل كنید، اما می توانید با درست اندیشیدن و انتخاب یك رویكرد صحیح، قله ها و دره های شخصی خود را به طور موثری مدیریت و كنترل كنید.
براین مبنا، برای اینكه یك دره را به یك قله تبدیل كنید، لازم است یكی از این دو چیز را تغییر دهید:
1- چه اتفاقی دارد می افتد.
2- درباره آنچه كه دارد اتفاق می افتد چگونه فكر می كنید.
با بررسی این دو نكته، در وهله اول اگر بتوانید شرایط را تغییر دهید و آنچه را كه دارد اتفاق می افتد به مسیری كه می پسندید هدایت كنید، بهترین كار ممكن را انجام داده اید. اما در صورتیكه قادر نباشید در مدت كوتاهی به تغییر شرایط بپردازید، می توانید به این شیوه روی آورید كه نحوه تفكر و احساس خود را نسبت به موضوع معقولانه سازید.
چون، اگر درخصوص رویارویی با پدیده ها و اتفاقات از نگرش صحیحی برخوردار باشید، بطور معمول شما را به نتایج بسیار بهتری هدایت می كند.
در این حالت، نگرش و رفتاری كه از خود بروز می دهید می تواند سبب شود، شرایط خود را تغییر دهید و این عملی تر به نظر می رسد.
فلسفه قله ها و دره ها
اگر شما بتوانید به گونه ای متفاوت به تجزیه و تحلیل رویدادها بپردازید، در این صورت مسیرهای تازه ای به هنگام روبرو شدن با پستی و بلندی های زندگی، در برابر شما پدیدار می شوند.
اگر بتوانید به هنگام بروز دوران های بد، به نكات خوبی كه در این دوران ها پنهان است توجه كنید و بدرستی از این نكات بهره برداری كنید، قادر خواهید بود دره خود را به قله تبدیل سازید.
بدین معنی كه اگر در یك دره(دوران سخت)، هرروز بیشتر آزرده خاطر و خشمگین شوید و احساس ناآرامی كنید ولی از این شرایط چیزی نیاموزید، شرایط شما می تواند بدتر شود.اما اگر به طور حقیقی چیز با ارزشی بیاموزید، می توانید در شرایط تغییر ایجاد كنید و بهتر شوید.
در واقع، در میان قله ها(دوران موفقیت) و دره ها(دوران سختی ها)، جلگه ها(مكان میان كوه و دره كه انسان می تواند در آن استراحت كندو به اعمال خود بیندیشد) وجود دارند. آنها می توانند مكان مفیدی برای شما باشند كه در خصوص آنچه خلاف انتظار شما دارد اتفاق می افتد و نیاز به بهبود دارد كمی درنگ كنید، بیندیشید و تصمیم بگیرید.
اگر در این مكان كه محل استراحت شماست، از زمان درست استفاده نكنید و تلاش كنید تا با نفی واقعیت از آن فرار كنید، استفاده مفیدی از این زمان نخواهید برد. اما اگر سعی داشته باشید در این مدت با تجزیه و تحلیل درست مسائل، راههایی برای برون رفت از این وضعیت بیابید، به راه حلهایی دست خواهید یافت كه اوضاع شما را بهتر می كند.
پس، یك جلگه می تواند زمانی برای استراحت، اندیشیدن و گرفتن نیروی تازه در اختیار شما قرار دهد.
وضعیت انسان در قله
قله ها، دوران خوب زندگی و كار شما می باشند، اگر از این دوران های خوب، درست مراقبت كنید، قدر دان این لحظات باشید و آنها را خردمندانه مدیریت كنید، می توانید دوران های بد كمتری داشته باشید.
ولی، اگر شما هنگامی كه به قله صعود كرده اید، از تجهیزات لازم برای ماندن در قله برخوردار نباشید، به زودی سقوط می كنید و درد می كشید. چون همانطور كه گفته شد، اگر قدردان زمان حضور در قله نباشید و فروتنی پیشه نكنید و از این لحظات برای خدمت به دیگران، سازمان و خانواده تان استفاده نبرید و دچار خود پرستی شوید، غرور بر شما چیره خواهد شد وهمین غرور موجب می شود دیگران از اطراف شما پراكنده شده و در نتیجه به ته دره سقوط كنید.
زیرا، خود پرستی موجب خواهد شد تا شما واقعیت ها را درست نبینید، در مورد موفقیت هایتان اغراق كنید و اشتباهاتتان را مورد پذیرش قرار ندهید و به طریق اولی، حقیقت در برابرتان وارونه جلوه خواهد كرد. در اینجا شما همه چیز را بهتر از آنچه به واقع هست می بینید و از كژیها و انحرافات موجود در آن غافل می شوید.
در چنین شرایطی، آن گاه كه بر فراز قله هستید اینگونه فكر می كنید كه قله برای همیشه ماندگار است و در نیتجه تصمیماتی می گیرید كه با خودرایی توام می شود و خود را بی نیاز از دیگران می بینید. در نتیجه این باعث خواهد شد تغییر شرایط را درك نكنید و لذا در اندك زمانی به ته دره سقوط خواهید كرد.
اما اگر هنگامی كه در قله هستید، بتوانید"فقط خود را نبینید" و از خود رها شوید، احتمال اینكه مدت زمان طولانی تری در قله بمانید، بیشتر می شود.
در این حالت، شما اگر چشمان خود را باز كنید، مشاهده خواهید كرد كه رسیدن به یك قله، پایان كار نیست، چون تداوم ماندن در قله مهم است. علاوه براین، متوجه خواهید شد كه هنوز قله های بالاتری از قله ای كه بدان دست یافته اید وجود دارند كه چشم انداز آنها بسیار زیباتر از قله موجود است.
بنابراین برای آنكه مدت بیشتری در قله بمانید و بعد به قله های بالاتر صعود كنید، لازم است چشم اندازهای وسیعی فراروی تان باشد و به آن چشم اندازها باور داشته باشید و برای دستیابی به آنها تلاش كنید و البته باید در هرمرحله پیروزی، فروتن و سپاسگزار باشید. سعی كنید آنچه را كه باعث صعود شما به قله شده را بیشتر انجام دهید.واقعیات مداوم را در برنامه هایتان داشته باشید، به دیگران توجه و از همكاری و نظرات آنها استفاده كنید، اگر به دستاوردی رسیدید دیگران را هم در آن شریك سازید، از منابع درست استفاده كنید و بخشی از آنها را برای زمانهای سختی و ا فول حفظ كنید، با افراد رابطه صمیمانه، خیرخواهانه و محبت آمیزی برقرار سازید، سعی كنید به دیگران بیشتر كمك كنید و خدمات شما نسبت به سازمان، خانواده و مردم(جامعه) از روی حسن نیت، احساس مسئولیت ، وظیفه و خیرخواهی باشد.
اگر اینگونه رفتار كردید احتمال اینكه در قله بیشتر بمانید و به قله های بالاتری صعود كنید بسیار زیاد خواهد بود.
وضعیت انسان در دره
انسان همانطور كه لحظات خوب را تجربه می كند، زمانهایی را هم دارد كه در سختی و تنگنا بسر می برد. همیشه در بین قله ها، دره ها هم وجود دارند و عامل تعیین كننده در كوتاه كردن مدت توقف در دره و زود رسیدن به قله بعدی، همان چگونه مدیریت كردن حضور در دره است.
اگر شرایط دره باعث شود تا بطور مداوم آزرده خاطر و خشمگین باشید و در درونتان احساس ناآرامی كنید ولی به فكر چاره نیفتید و از این شرایط چیزی نیاموزید، در این صورت می تواند وضعیت بدتر هم بشود. اما اگر به طور حقیقی چیز با ارزشی از دوران سختی ها بیاموزید می توانید در شرایط تغییر ایجاد كنید و بهتر شوید.
معمولاً، بسیاری از مردم یك دره عمیق را دوران محرومیت كشیدن، درد كشیدن، ناامیدی، خشم و شكست می بینند. آنها در این شرایط از آینده می ترسند و فكر می كنند دره هیچگاه به پایان نخواهد رسید.
اما اگر بدرستی بیندیشند، در شرایط سخت و نا امیدی روشنایی هایی را می توانند مشاهده كنند كه در انتهای این مسیر قرار دارند. آنها می توانند خوبی هایی را در این شرایط بیابند كه آنها را برای رویا رو شدن با مشكلات آبدیده می كند.
تنها افراد برجسته هستند كه قدر آنچه را كه در دره پنهان است می دانند و از آن استفاده می كنند.
برابر این موضوع، وقتی كه نومیدی(شب) تمام محیط پیرامون یك شاعر روشن بین را فرا می گیرد، اینگونه می اندیشد:
نه ! هرگز شب را باور نكردم
چرا كه
در فراسوی دهلیزش
به امید دریچه ای
دل بسته بودم
"شاملو"
از این منظر، بهترین چیزی كه در دره می توان بدست آورد، یقینی است كه برای تصمیم گیری درخصوص آفرینش و دنبال كردن یك چشم انداز خردمندانه برای گذر از دره می توان حاصل كرد.
با این كار خردمندانه، شما می توانید چشم اندازی را كه گویای قله ای باشد كه می خواهید در آینده برروی آن باشید، ترسیم كنید و بدین ترتیب تلاش خود را برای رسیدن به آن قله متمركز سازید. این چشم انداز باید طوری باشد كه واقع بینانه و قابل دسترس باشد تا در باورتان بگنجد.
شاید بعضی فكر كنند می توان با "آرزو كردن" ، آینده بهتری بدست آورد، اما واقعیت آن است كه آرزو كردن، انسان را به سوی محلی هدایت نمی كند و همواره در این انتظار خواهد بود كه"دستی از غیب برون آید و كاری بكند" وخودش برای رسیدن به آرزوهایش تلاش نخواهد كرد.
اما اگر شما یك چشم انداز خردمندانه را برای خود ترسیم كنید و به دنبال عملی كردن آن از خود كوشش نشان دهید و به طور جدی آن را دنبال كنید، بزودی اشتیاق پیدا خواهید كرد كه كارهایی را انجام دهید كه شما را برای دسترسی به آن چشم انداز یاری دهد و از انجام كارهایی كه شما را از رسیدن به چشم انداز مورد نظر دور می كند، خودداری خواهید كرد.
شما در این شرایط برای اینكه دست به عمل بزنید خودتان را تحت فشار قرار نمی دهید، بلكه اشتیاق فراوانی كه جهت رسیدن به مقصد در شما پدید می آید موجب خواهد شد تا دست به كارهایی بزنید كه هرگز نمی دانستید توانایی انجام آنها را دارید. اگر به طور حقیقی چشم اندازتان را دنبال كنید، بر سر خواسته هایتان بایستید و هر كاری كه شما را به آنجا می رساند انجام دهید، شما به حقیقت زندگی دست خواهید یافت.
دریافت حقیقت به شما كمك می كند تا بر ترس خود چیره شوید و به سوی هدفتان پیش بروید. در این حالت انرژی و اطمینان شما برای رسیدن به چشم اندازتان بسیار زیاد خواهد شد و در این راه از سختی ها نخواهید هراسید. به قول حافظ:
در ره منزل لیلی كه خطرهاست به جان
شرط اول قدم آن است كه مجنون باشی
اگر شما دوستدار حقیقت، چشم انداز و هدفتان باشید، مسیر درست پیشرفت و رسیدن به قله بلندتر را یافته اید. در این حالت ممكن است همچنانكه به قله بالاتر صعود می كنید، بر قطعه سنگ هایی از صخره پا بگذارید كه شما را به عقب بر می گردانند. اما این نباید شما را نا ا مید سازد، بلكه باید هر بار دوباره صعود خود را از سر بگیرید. با این تعبیر، هرگاه شما از دره به سوی قله گذر می كنید ممكن است با دشواری هایی روبرو شوید اما وقتی به قله رسیدید حتی همان دشواری ها هم، همه چیز را برای شما شیرین تر می كند. به قول شاعر:
از پی دیدار جانان، رنج ها بایست بگزیدن
بس ره نارفته می باید بریدن
سر تهی می باید از باد غرور و خودپسندی دا شت
"نیما یوشیج"
بر طبق این باور، باید به این اندرز اطمینان داشت كه می گوید:
تو سراسیمه مباش
شور این كار مخور
شب سیاه آمد، اما سحری است
بر در صبح ما را گذری است
"نیما یوشیج"
اگر طبق این بینش با رویدادهای سخت روبرو شویم، تصورمان نسبت به دوران های دشوار زندگیمان كه همچون شب در برابرمان جلوه خواهد كرد، دگرگون خواهد شد و در دل این شب، صبح روشن و رهایی از رنج ها و دردها را خواهیم دید. به قول شاعر:
فریادی برای رهایی است شب
فریادی برای رهائیست
فریادی از نومیدی، فریادی برای رسیدن به ا مید
"شاملو"
بله، دردی كه در دره حس می كنید، براستی شما را برای درك حقیقت(كه تاكنون به آن بی اعتنا بوده اید) و دستیابی به قله های بالاتر آماده می سازد و موجب می شود از خواب غفلت بیدار شوید.
وقتی با آغوش باز حقیقت را می پذیرید، درهای امید به روی شما باز می شود و در این حالت به جای آنكه در توهم زندگی كنید، وقایع را به طور واقعی خواهید دید. و این چنین از پرتو روشنایی حاصل از درك حقیقت، بنیادی نیرومند از عزمی پایدار برای دستیابی به آینده بهتر پی ریزی خواهد شد.
وقتی كه شما چشم انداز خردمندانه خود را بر پایه نور حقیقت و درك درست واقعیات ترسیم می كنید و برای رسیدن به آن، سعی و تلاش از خود نشان می دهید، به راه حلهای شگفت آوری دست می یابید كه موجب می شود تا به هدف خود برسید.
دنبال كردن چشم انداز خردمندانه تان مانند نگاه كردن به یك نقشه است و آن یك راه عملی است كه به شما كمك می كند تا به جایی كه می خواهید بروید.
چشم اندازی كه در پرتو حقیقت برای رسیدن به قله می آفرینید، نه تنها باعث می شود ترسی كه سبب ناتوانی شما است از بین برود، بلكه نیرو و راهی روشن برای پیشرفت نیز در اختیار شما می گذارد. اگر به طور مصمم چشم انداز خردمندانه تان را دنبال كنید، قله ای خواهید آفرید كه بر فراز آن آرامتر و پیروزمندانه تر قرار خواهید گرفت.
شما وقتی براساس حقیقت زندگی كنید و بر فراز قله ای قرار گیرید، یك حس آزادی در خود خواهید یافت كه تا آن زمان هرگز آن را تجربه نكرده اید.
به مفهوم دیگر، احساس آزادی ازدرك ضرورت ها حاصل می شود. هرگاه انسان ضرورت های مستتر در شرایط زیستی را درك كرد درآن صورت زندگی خود را بر مبنای این ضرورت ها شكل خواهد داد.
اگر او بداند كه بعد از روز، شب می آید و بعد از شب، روز فرا می رسد، اگر بپذیرد كه در كنار قله ها، دره هایی هم وجود دارد و اگر از قوانین جاری در حیات طبیعی و انسانی آگاه باشد، آنگاه دیگر خود را در چارچوب ضرورت های زندگی ، فرد دربندی نخواهد دید كه امكان آزادی برای وی وجود ندارد، بلكه اصولاً در چارچوب این ضرورت ها زیستن برای وی عین آزادی می باشد.
من از آن روز كه در بند توأم آزادم
"سعدی"
این بسیار شگفت انگیز است . وقتی شما از یك منظر بالاتر به رویدادها نگاه می كنید بسیار بیشتر، وسیع تر و عمیق تر می توانید آنها را ببینید. و این یك نكته كلیدی است. پس در هرزمان كه شما در یك دره هستید سعی كنید از منظر بالا به مسائل و رویدادها نگاه كنید، آنگاه شما آن چیزهایی را خواهید دید كه ممكن است اگر بر فراز قله بودید، می توانستید آنها را ببینید.
از این منظر، دردهایی كه شما در دره متحمل می شوید، امكان كشف مسائلی را برایتان فراهم می سازد كه كمك تان می كند نه تنها در دره بعدی، درد را كمتر احساس كنید، بلكه به سودمندی این دردها نیز پی ببرید. وقتی شما راه را بیابید، زمان در دره بودن برایتان زیاد دردناك نخواهد بود.
از این نگاه، حضور شما در دره فرصتی برایتان فراهم خواهد كرد كه رشد و توسعه بیابید و خلاقیت شما برای آفرینش چیزهای بهتر برانگیخته شود.
در نتیجه، لازم است به جای گریز از واقعیات دره، سعی كنید از شرایط موجود در دره بیاموزید و آنها را پلی سازید تا بر فرازشان فروتنی را تمرین كنید، از دوستان و خانواده خود بیاموزید و برای یادگیری مادام ا لعمر خود را آماه سازید.
اگر قرار باشد فلسفه قله ها و دره ها در یك جمله خلاصه شود، می توان گفت: "هدف از قله ها، جشن گرفتن و ستایش زندگی و هدف از دره ها، یادگیری درباره زندگی است."
پس، از تجربه كردن قله ها و دره ها نهراسیم، چون ترس است كه ما را در قفس نگاه می دارد و مانع از آزاد اندیشیدن ما می شود. با كنار گذاشتن ترس و خارج شدن از پیله خود، می توان به راستی دره را به قله تبدیل كرد و با دوری از غرور و خودپسندی به هنگام موفقیت، می توان حضورخوددر قله را طولانی تر ساخت و حتی به قله های بالاتر صعود كرد.
افرادی كه می خواهند به فلسفه قله ها و دره ها پایبند شوند، در واقع قصد دارند در تغییرات وسیعی كه در حال رخ دادن در دنیاست نقشی فراخور حال خود برعهده بگیرند. هرچند ممكن است این نقش كوچك باشد، اما چون در مسیر درست قرار دارد، قابل توجه می باشد. چنین افرادی، فروتن، قدردان و دیگر دوست هستند و به هنگام كار، با ارائه خدمات هرچه بیشتر و موثرتر به سازمان، مشتریان و همكاران و در زندگی اجتماعی و خانوادگی با ارائه همكاری، محبت، دانش و تجربه خود به دیگران، مفید بودن و شادابی را در زندگی حس خواهند كرد.
نتیجه گیری
زندگی انسان، سراسر یك سفر است، پر از قله ها، دره ها و جلگه ها.
حال كه از فلسفه قله ها و دره ها آگاه شدید، دانستن آن به تنهایی كافی نیست. اینكه آن را در سرتان نگه دارید و درباره آن سخن بگویید، مشكلی را حل نمی كند، بلكه به طریق اولی لازم است شما با این فلسفه زندگی كنید و آن را به كار ببندید. هرچه بیشتر آن را انجام دهید و تمرین كنید، بیشتر می آموزید و رشد خواهید كرد. همچنین، از نظر فكری و رفتاری هم آرام تر و صبورتر می شوید و در زندگی و كار نیز موفقیت را بیشتر تجربه خواهید كرد.آنچه فلسفه قله ها و دره ها به شما می آموزد این است كه دورانهای خوب و بد زندگی، هردو هدیه های حقیقی هستند كه زندگی در این دنیا به ما بخشیده است كه اگر آنها را خوب مدیریت كنیم، هركدام دارای ارزش ویژه خود هستند.
ما باید درك كنیم كه با گذر از این فراز و فرودهاست كه پخته و آبدیده می شویم و به حقیقت زندگی پی می بریم و آن را درك می كنیم.
پس باید بكوشیم در شرایط خوب و بد زندگی و كار از پیله خودخواهی و خودپرستی خارج شویم وهدایایی را كه در این شرایط نهفته است جستجو كنیم كه این جستجو ما را به جایگاهی تازه و بهتر هدایت می كند.
در این فلسفه، اعتبار واقعی از آن كسی است كه این رویكرد را می آموزد و آن را بكار می گیرد. برای چنین شخصی،"كجا زندگی كردن" مهم نیست، بلكه "چگونه زندگی كردن" مهم است.
این فلسفه، یك راه نگاه كردن به پدیده ها و انجام دادن فعالیت هایی است كه شما را در دورانهای خوب و بد آرام تر و موفق تر می كند.
بعلاوه، یك رویكرد موثر است برای مدیریت بهتر دورانهای خوب و بد زندگی و كار.
درنهایت بدانیم، قله ها و دره ها به هم پیوسته اند، خردمندانه این است كه دردره امروز خود، قله فردایمان را بیافرینیم و به هنگامی كه توانستیم به قله صعود كنیم با استفاده از این فلسفه مدت حضورمان را در قله طولانی تر سازیم.
@ شاد بودن تنها انتقامی است که میتوان از زندگی گرفت.@